وبلاگicon
وبلاگکد ماوس

X
تبلیغات
رایتل
moisrex.r98.ir ☼☼☼ گروه اینترنتی منتظران آقا☼☼☼
وبلاگicon
X
تبلیغات
رایتل
 

بر چهره دلربای حضرت مهدی صلوات
 

 ☼☼☼ گروه اینترنتی منتظران آقا☼☼☼

به نام خدا

سلام رفقا

یادمه چند سال پیش یکی از آشناهای نه چندان دور برام تعریف میکرد

خیلی ناراحت و با تاسف میگفت که یکی از همسایه هاشون که فقط یه بچه داشتن

یه روز تو خیابون داشتن سه نفری میرفتن که یه مرتبه دست بچه را رها کردن و بچه رفت وسط خیابون و ....

آره یه ماشین با سرعت زیاد زد و بچه را با کف خیابون یکی کرد

بچه مرده بود و پدر و مادر بالای سر جسد متلاشی شده فرزندشون مات و مبهوت مانده بودند

نه میتونستند حرف بزنن

نه میتونستند گریه کنند

نه قادر به حرکت بودند

بعد ادامه داد که اگر دست بچه را رها نمیکردند اینطوری نمیشد

\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\

حالا من از شما میپرسم

پدر و مادری که با یه عمر نذر و نیاز صاحب فرزند شدند

و با کلی درد سر و هزینه به سن چهار پنج سالگی رسوندنش

میان بچه را ببرن خیابون و دستشو رها کنن تا ماشین اونو زیر بگیره و متلاشی کنه

نه با هیچ عقل سلیمی جور در نمیاد

این خود بچه بوده که دستشو از دست بابا یا مامان بیرون کشیده و ....

]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]

میدونید منظورم از این صحبتها چیه

منظورم ارتباطمون با "خداونده"

کسی را مخاطب قرار نمیدم

گاهی وقتها خودم دستمو از دست "خداوند" بیرون میکشم و میرم وسط خیابون وسوسه و مکر شیاطین

بعد که به لطف "خداوند" از کاری که کردم پشیمان میشم

تازه میام گله مند میشم که

"بارخدایا" چرا دست بنده حقیرتو رها کردی

در صورتی که "خداوند" خیلی مهربانتر از پدر و مادره

این ما هستیم که از "خداوند" دور میشیم

_______________________________________________

نظر شما چیه؟؟؟؟



برچسب‌ها: یه خاطره تلخ، دوری از خداوند، ارتباط با خداوند

شکلک های محدثه

لطفا" با نظرات سازنده خود ما را یاری نمایید
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 مرداد 1392 توسط جمشید سعید زاده

ابزار هدایت به بالای صفحه

 ☼☼☼ گروه اینترنتی منتظران آقا☼☼☼